«آقایان در وزارت ارشاد اگر دلشان برای مردم سوخته است خرج بیمارستان مردم فقیر را بدهند نه اینکه برای کاری که انجام نداده اند جنجال کنند.»
دکتر وحید فیروز آبادی - نوه مرحوم فیروز آبادی موسس بیمارستان خیریه فیروزآبادی شهرری و کسی که پیکر جلال آل احمد را در مزار خانوادگی خود به خاک سپرد در مورد تبلیغاتی که وزارت ارشاد تحت عنوان پرداخت هزینه های بستری شدن سیمین دانشور گفت : ما بر روی خانم دانشور تعصب داریم و اگر آقایان مرد هستند بروند هزینه های درمانی فقرا را بدهند.
آنها دروغ می گوید و هیچ پولی به بیمارستان پارس نداده اند ؛ مگر ما از خانم دانشور پول خواستیم که آنها این شایعات را مطرح می کنند . مشخص است که می خواهند با سوء استفاده از چهره و نام خانم دانشور خود را مطرح کنند.
* * * * *
|
|
|
دکتر وحید فیروز آبادی |
این حرف و حدیث ها درست از زمانی آغاز شد که خبرگزاری وزارت ارشاد – ایبنا- روز شنبه حوالی ساعت 12 و نیم خبری را بر روی خروجی خود قرار داد که مانند بمب صدا کرد " سیمین دانشور درگذشت"
این خبر از اساس دروغ بود ولی اصحاب رسانه ها ، اهل قلم و علاقه مندان به سیمین دانشور را به بیمارستان پارس رساندند . این درواقع هدف وزارت ارشاد از انتشار شایعه درگذشت بانوی داستان نویسی ایران بود .
آن روز من هم به بیمارستان پارس رفته بودم . از هزار سوراخ سنبه ارشاد خبرنگاران سایت های وابسته و کارمندان وزارت ارشاد به بیمارستان پارس سرازیر شدند و مدام می گفتند که محسن پرویز قرار است به بیمارستان بیاید.
اما وقتی آقای پرویز پا به بیمارستان گذاشت زیر چکاچک شاتر دوربین عکاسان وزارت فخیمه ارشاد با لبخندی ظفر نمون واردICU شد و بعد دقایقی در جمع خبرنگاران به اظهار نظر پزشکی پرداخت ، کسی نبود تا بپرسد که چرا سالها است کتاب های دانشور را سانسور می کنند و آخرین اثر داستانی وی "کوه سرگردان " مجوز چاپ دریافت نمی کند.
اما آقای پرویز این برایش مهم است که فشار خون خانم دانشور روی چند است و از دستگاه "بنت " اکسیژن می گیرد. کسی سوال نکرد که چرا سیمین به این روز افتاد آیا به جز این است که سالها است به خاطر سانسور کتابهایش رنج می کشد؟
درسی که ما از این اتفاق می گیریم:
اول - مرگ و زندگی نویسنده هم مانند انتشار یا عدم انتشار کتاب وی در سایه اراده قاهره ایشان است چه اینکه اگر اراده کنند با وجود زنده بودن مرگ نویسنده ای را جار می زنند .
دوم - اینکه مسئولین این ارشاد خانه بیشتر از اینکه به دنبال انجام کاری برای فرهنگ کشور باشند به دنبال دست و پا کردن هیاهوی تبلیغاتی پوچ به بهای انتشار اکاذیب و دروغ است.
سوم - یکی دو سال قبل یک شاعر بیچاره جنوبی در بیمارستان بستری شد و چند تن از دوستانش به سراغ آقای وزیر ارشاد رفتد و موضوع را گفتند اما دریغ از اینکه کاری برای او انجام دهند و بنده خدا فقط به خاطر نداشتن پول از بیمارستان مرخص شد و به دیار باقی شتافت.
چهارم - از همین الان آقایان در وزارت ارشاد و خانه کتاب برنامه های تشییع جنازه سیمین را هم تدارک دیده اند و اگر پوستر سیمین داشنور را با آرم خانه کتاب هم چاپ کرده باشند جای تعجب ندارد.

امید دارم عمر سیمین همچنان دراز باشد و بالاخره روزی شاهد انتشار "کوه سرگردان " و دیگر آثار او بدون کم و کاست باشیم.






.jpg)